سلام دوستان من برگشتم اما با کوله باری از تنهایی دلم خيلي تنگه خيلي خيلي

دلم براي عزيزم خيلي تنگ شده يادم نمياد كه قبلا از دلتنگي بهش گفته باشم شايد چون اصلا فرصتي براي دلتنگي نبود و اون هميشه بوددلم برات به اندازه تمام دنيا و آدم هاش تنگ شده دلم ميخواد فرياد بزنم كه دلم برات تنگ شده نميدونم چرا تو كه ميدونستي من فقط اين دنيارو دارم پس چرا خواستي اينو هم ازم بگيري دلمو گرفتي بس نبود
بچه ها من كم آوردم دلم ميخواد فراموشت كنم ولي خيلي سخته ديدي كه هركاري كردم نتونستم خدا تنها كسيه كه واسم مونده خدايا خودت كمكم كن و دستمو بگير نذار تنها بمونم خوب ميدوني كه تنهايي منو داغون ميكنه
خداجونم ازت خواهش ميكنم فراموشم نكن ميدونم كه تو تنها كسي هستي كه هميشه به حرفام گوش ميدي عزيزم دوست دارم و بخاطر دوست داشتن پاكي كه بينمون بود دوست دارم كه خوشبخت بشي و آرزو دارم كه
به اون چيزي كه ميخواي برسي و كنار اون كسي كه دوسش داري خوشبخت بشي
دوست دارم به همه آرزو هات برسي دوست دارم دلم ميخواست الان بودي تا از دلتنگيهام كم كني
هميشه به يادتم و با يادت زندگي ميكنم اگه اومدي و اينارو خوندي از اون خنده هاي خوشگلت يكم هم واسه من بذار و برو كمي برام بخند
تو هر حرفت با شادي و خنده بود يادش بخير یاد اون لحظه هایی که بهم زنگ می زدیو می گفتی دلم برات تنگ شده ولی هیچ وقت توقع بعضی حرفا رو ازت نداشتم حرفایی که باعث شد به عشق خودم شک کنم من که هیچ وقت از تو چیزی نخواستم با اینکه عشق من پاک بود اما فهمیدم که تو تا حالا فکر می کردی عشق من از روی هوس گناه من چی بود جواب همه ی عشق و دوست داشتنامو چه جوری دادی خدایا نزار هیچ وقت از بی وفایی اون منم بی وفا بشم خدایا نزارعشقم به نفرت تبدیل بشه خدایا بزار من به جایی برسم که بیشتر از همیشه بتونم عشقمو بهش ثابت کنم نه این که فراموشش کنم خدای مهربونم نزار اونم مثل من عاشق شه چونکه دردشو می کشم و می دونم اگر اون بود شاید طاقتشو نداشت شاید من که دخترم بتونم با اشکهام این درد و کم کنم اما اگر یه پسر عاشق شه شاید غرورش بهش اجازه اشک ریختن و نده و خیلی زودتر از ما دخترا بشکنه
به هر حال عزیزم من از خدای خودم میخام که عزیزترین کسم لحظه لحظه زندگیش توام با شادی و نشاط باشه و برات آرزوی موفقیت می کنم و می گم دوست دارم مثل همیشه شاید تو دیگه دوسم نداشته باشیو واست مهم نباشه اما مهم این که همیشه قلب من واسه تو میتپه
+
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت 10:55
  به قلم: زهره
|